طاهانفس مامانطاهانفس مامان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

قند عسلم

سلام عسلم

وای که چقدر هوا سرده دیروز که جمعه بود من و بابایی رفتیم خونه مادر جون خاله ها هم اومده بودن خلاصه جمعمون جمع بود خیلی خوش گذشت اما شب که اومدیم خونه من پام و کمرم درد گرفته تا الانم همش درد میکنه فکر کنم سرما خوردم از این به بعد باید بیشتر مواظب باشم تا یه وقت خدایی نکرده پسرم سرما نخوره عزیزم فقط چند هفته دیگه مونده که من روی ماهتو ببینم انشاالله که این چند وقت هم به سلامتی سپری بشه و تو بیای بغلم دیشب با بابایی دوباره یه عالمه اسمو بررسی کردیم که ببینم کدوم اسم باشه واسه پسرم ولی بازم به نتیجه نرسیدیم ببخش مامانی که هنوز اسم واست پیدا نکردیم ...
16 دی 1391

بدون عنوان

راستش  میدونی منو بابایی واسه اسمت به توافق نرسیدیم هنوز نمیدونم اسمت چی باشه چون میخوام پسرم یه اسم خوشگل داشته باشه که به فامیلتنم بیاد دیگه ولی هنوز نزدیک 10 هفته دیگه وقت داریم تا یه اسمی که به پسر خوشگلم بیادو پیدا کنیم الان من تو هفته 29 هستم هفته پیش رفتم آمپول رگام زدم یکم درد داشت ولی فدای سرت عزیزم من برای سلامتی تو حاضرم جونمو بدم . . . امروز که من اومدم تو این سایت داشتم وبلاگارو نگاه میکردم تو هم هی وووول میخوردی و لگد میزدی چند روز بود که اینقدر شیطونی نکرده بودی میدونم میگفتی منم از اینا میخواااااااااااام راستی چند روزه که خیلی هوا سرده برف اومده همه جا یخ کرده منم اصلا نمیتونم از خونه برم بیرون آخه...
9 دی 1391

خوش اومدی گلم

سلام من تازه با این سایت آشنا شدم و منم تصمیم گرفتم خاطراتمو ثبت کنم تا بعد ها با خوندنشون و نشون دادن اون به پسرم که هنوز تو این دنیا نیومده تجدید بشه و پسرم بدونه با اینکه هنوز  ندیدیمش من و باباییش چقدر دوسش داریم و بتونه اینجا دوستای زیادی واسه خودش پیدا کنه قربونش برم   ...
9 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسلم می باشد